قاطر قویرقی

لغت نامه دهخدا

قاطرقویرقی. [ طِ رُ ] ( معرب، اِ ) ریش بز. رجوع به ریش بز شود.

فرهنگ فارسی

ریش بز

جمله سازی با قاطر قویرقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچنين امام علىّ عليه السلام دستور فرمود: هر كشاورز و دهقانى كه مَركَب قاطر دارد ونيز انگشتر طلا به دست مى كند، از هر نفر بايستىچهل و هشت درهم ماليات و جريمه دريافت شود.

💡 همچنين وازدى گفته كه حريز بن عثمان آورده است كه چونرسول خدا مى خواست سوار مركب شود، على بن ابيطالب آمد و تنگ زير شكم قاطر رابريد، به اين اميد كه پيامبر خدا به زمين افتد!

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به ماجرای مرموز و پرالتهاب، خانه قرمز، شهر عریان، پیکان شکسته، ردا، دو قاطر برای خواهر سارا و فریب‌خورده اشاره کرد.

💡 دل‌دل در عربی به معنی خارپشت است و احتمالاً این به علت نحوه گام برداشتن حیوان بوده‌است. اما این مهم مورد تردید است. دل‌دل، قاطر مادینه بود.

💡 روزى حضرت موسى بن جعفر عليه السلام از شهر مدينه به سوى مزرعه اش خارج شد؛حضرت سوار قاطر بود و من نيز سوار الاغ شدم و حضرت را همراهى كردم.