قاسم اباد خانلر

لغت نامه دهخدا

( قاسم آباد خانلر ) قاسم آباد خانلر. [ س ِ دِ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پشت بسطام بخش قلعه نو شهرستان شاهرود. در 4هزارگزی جنوب قلعه نو و یک هزارگزی شوسه شاهرود به گرگان. جلگه، معتدل و 70 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات، بن شن و شغل مردم زراعت و گله داری است. راه فرعی به شوسه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).

جمله سازی با قاسم اباد خانلر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از سرنگونی رضاشاه و ترور احمد کسروی، روحانیت و نگاه دینی بر نگاه سکولار و روشنفکری چیرگی یافت؛ و با جریان ملی شدن نفت و سپس سرکوب آزادی‌ها در بسته شدن فضای سیاسی، روشنفکری سکولار ایرانی به شدت محدود شد. از آنان می‌توان به حمید عنایت، پرویز ناتل خانلری و سید فخرالدین شادمان اشاره کرد.

💡 وی در روز ۶ اسفند ۱۳۶۹ شش ماه پس از درگذشت همسرش پرویز خانلری از دنیا رفت و در کنار همسر خود در بهشت زهرای تهران قطعه ۷۳، ردیف ۳۱، شماره ۶۶ به خاک سپرده شد و آثار زیادی چه در تألیف و ترجمه از خود به جا گذاشت..