لغت نامه دهخدا
قابل تصعید. [ ب ِ ل ِ ت َ ] ( ص مرکب ) تصعیدپذیر. بالارفتنی.
قابل تصعید. [ ب ِ ل ِ ت َ ] ( ص مرکب ) تصعیدپذیر. بالارفتنی.
تصعید پذیر بالا رفتنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تصعید به گذرش حالت گفته میشود و نه به ترادیسی از جامدی به گازی طی یک واکنشی شیمیایی. برای نمونه، سوختن شمع مومی (موم پارافینی) و تبدیل به کربن دیاکسید و بخار آب تصعید نیست، بلکه یک واکنش شیمیایی با اکسیژن است.
💡 ذرههای تشکیل دهنده ماده؛ بنابراین تغییرات همهٔ حالات ماده مانند ذوب، انجماد، تبخیر، میعان، تصعید (فرازش) و چگالش و همچنین انحلال نمکها و بازها در آب، تغییر فیزیکی هستند.
💡 از روشهای مخصوص جهت ساخت تک بلورهای بزرگ میتوان به فرآیند چکرالسکی و تکنیک بریجمن اشاره کرد. روشهای دیگر کریستالیزاسیون ممکن است با توجه به خواص فیزیکی ماده به کار رود. از جمله این روشها میتوان به روش سنتز هیدروترمال، تصعید و تبلور مجدد اشاره کرد.
💡 آنتالپی مولی تصعید، مقدار گرمایی است که بایستی به یک مول از جامد داده شود تا یکراست به گاز تبدیل شود.
💡 روشهای فراابتکاری یا فرااکتشافی برای حل مسائل بزرگتر و با توابع بدرفتار مناسبترند. اگرچه این روشها نمیتوانند رسیدن به جواب بهینه را تضمین کنند. الگوریتم ژنتیک و تصعید شبیهسازی شده مثالهایی از این الگوریتمها هستند.
💡 خنک کردن مخلوط مذاب سازنده کوکریستال اغلب باعث ایجاد کریستال میشود. بذر بلور میتواند مفید باشد. روش دیگری که از تغییر فاز بهرهبرداری میکند تصعید است که اغلب هیدرات ها را تشکیل میدهد.