لغت نامه دهخدا
فیل د قز. [ دُ ق ُ ] ( از فرانسوی، اِ مرکب ) لفظاً به معنی نخ اسکاتلند یا اسکاتلندی است. ( یادداشت مؤلف ). نوعی نخ که اصل آن از اسکاتلند است و جوراب از آن بافند: جوراب فیل دقز. ( یادداشت دیگر ) ( فرهنگ فارسی معین ).
فیل د قز. [ دُ ق ُ ] ( از فرانسوی، اِ مرکب ) لفظاً به معنی نخ اسکاتلند یا اسکاتلندی است. ( یادداشت مؤلف ). نوعی نخ که اصل آن از اسکاتلند است و جوراب از آن بافند: جوراب فیل دقز. ( یادداشت دیگر ) ( فرهنگ فارسی معین ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون اسب و فیل نیست دلم خون همی شود از بهر اسب و فیل دلا خون همی شوی
💡 خمها چو فیل مست سر خود گرفته اند از بس که دردسر سوی میخانه برده ایم
💡 جواب تو بس است این نکته پیوست که کوران فیل میسودند با دست
💡 نه چون فیل باشند ایشان نه گرگ که گوئی من و بیشه و گرگ و ترگ
💡 سپاه اندر آمد به نیزه چو کوه از ایشان بشد فیل گوشان ستوه