فرقد سبخی

لغت نامه دهخدا

فرقد سبخی. [ ف َ ق َ دِ س َ ] ( اِخ ) نام یکی از زهاد. ( ابن ندیم ). فرقدبن یعقوب السبخی، مکنی به ابویعقوب. از بزرگان صوفیه است. و در بصره میزیسته. اقوال او در صفةالصفوة ( ج 3 ص 195 و 196 ) و عقدالفرید ( ج 2 ص 196، ج 7 ص 254، ج 8 ص 11 و 16 ) آمده است.

جمله سازی با فرقد سبخی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه‌ گفت‌ گفت‌ که ای آسمان فضل و هنر ز فرقدین تو چندین چرا چکد پروین

💡 تاج مصیبتی که فلک تا آن نداشت بر فرق فرقدان شه لافتیٰ زدند

💡 غبار آستانش سرمه در چشم ملک ساید به راهش نقش پا را تاج فرق فرقدان بینی

💡 دو چشم فرقدان خونبار گردد حسن را با حسین بیند چه با هم

💡 سمند او چو آرد حمله فرق فرقدان شاید کمند او چو گردد حلقه حلق شیر نر بندد

💡 پای شرف نهد تو را علم به فرق فرقدان گر، ادبت بود نسب ور کرمت بود حسب

زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز