فرسوده گشتن

مترادف‌ها

فرسوده شدن، کهنه شدن، مستهلک شدن، تحلیل رفتن

متضادها

نو شدن، تازه شدن

لغت نامه دهخدا

فرسوده گشتن. [ ف َ دَ / دِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) پیر شدن. فرسوده شدن:
بدو گفتم ای سرور شیرگیر
چه فرسوده گشتی چو روباه پیر؟سعدی.|| ملول شدن. رنجور شدن:
مبر حاجت به نزدیک ترشروی
که از خوی بدش فرسوده گردی.سعدی ( گلستان ).رجوع به فرسوده شود.

جمله سازی با فرسوده گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 می کند روشن سواد مردم از نقش قدم چون قلم پایی که در راه سخن فرسوده شد

💡 آمدم در دل اساس عشق محکم هم چنان با غمت جان بلا فرسوده همدم هم چنان

💡 اى عمار مال دنيا فانى مى شود و بدن در خاك فرسوده مى گردد وعمل است كه باقى مى ماند و هرگز از بين نمى رود و خداوند عالم ديان لايموت است، كهبقا و دوام ابدى از آن اوست.

💡 کیستم من تا به گرد محمل لیلی رسم؟ برق و باد از دور گردان قدم فرسوده‌اند

💡 سنگ شکسته و فرسوده دیگری که روی آن کلمات ((هذا المرقد)) باقی بوده در طرف دیگر سرداب دیده می شده‌است. سبک خط ثلث، و کلمات روی آن می رساند که این سنگ از آثار قرن هشتم یا نهم هجری باید بوده باشد.

💡 اى محمد! اگر بنده اى از بندگان من آن قدر مرا بپرستد و عبادت كند كه از كار افتد و ازلاغرى و ناتوانى بسان مشك خشكيده و فرسوده اى شود و بعد به هنگام ورود بر من منكرولايت شما باشد، او را نخواهم آمرزيد تا اينكه اقرار به ولايت شما نمايد.

💡 فرسوده گشتن از شدت فشارهای روانی و استرس‌های کاری مداوم می‌تواند بر سلامت جسمی و کیفیت زندگی هر فردی در جامعه تاثیر منفی بگذارد.

💡 فرسوده گشتنِ خاک‌های کشاورزی به دلیل استفاده بیش از حد از کودهای شیمیایی، در بلندمدت باعث از بین رفتن حاصلخیزی زمین و نابودی منابع می‌شود.

💡 فرسوده گشتنِ قطعات مکانیکی ماشین‌آلات صنعتی در اثر اصطکاک زیاد، مستلزم برنامه‌ریزی دقیق برای تعمیرات و نگهداری پیشگیرانه جهت جلوگیری از خرابی‌های بزرگ است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران