فتخ ماده

لغت نامه دهخدا

فتخ ماده. [ ف َ خ ِ دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) علتی که بدان فرج زن بآماسد و چون برِ مرد شود خصیه بآماسد. و آن را قبح ماده هم گویند، کذا فی القنیه. ( از مؤید الفضلا ) ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

علتی که بدان فرج زن باماسد و چون بر مرد شود خصیه باماسد و آن را قبح ماده هم گویند.

جمله سازی با فتخ ماده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر چه ماده و نر نیست تیغ در کف او بماده ماند و باشد بمرگ آبستن

💡 پرندگان نر آواز می‌خوانند و پرجنب وجوش تر از پرندگان ماده هستند).

💡 حملهٔ ماده به صورت هم جریست آفت او هم‌چو آن خر از خریست

💡 گزیری به چاهی در افتاده بود که از هول او شیر نر ماده بود

💡 بود آن ماده یعنی که هر شیئی کند بیشک قبول صورت از وی

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز