لغت نامه دهخدا
غیرت ناک. [ غ َ / غ ِ رَ ] ( ص مرکب ) آنکه غیرت دارد: رجل شنذیرة؛ مرد غیرت ناک. ( منتهی الارب ). رجوع به غیرت شود.
غیرت ناک. [ غ َ / غ ِ رَ ] ( ص مرکب ) آنکه غیرت دارد: رجل شنذیرة؛ مرد غیرت ناک. ( منتهی الارب ). رجوع به غیرت شود.
( صفت ) غیرتمند غیور.
💡 ازین غیرت مرا آه از دل ناشاد میروید که در گلشن به یاد سرو او شمشاد میروید
💡 شده است پرده بیگانگی ز غیرت عشق همان نگه که مرا با تو آشنا کرده است
💡 نوشته بودند: حضرت آیتالله بروجردی! گمان نمیکنیم غیرت دینی شما از آیتالله قمی کمتر باشد.
💡 تا دگر جای به دل ها نکند از غیرت یا رب آگاه شود درد تو از لذت خویش
💡 چوشد از دیده سر اسیری نقش غیرت کم ترا بینم ترا دانم ز پیدا و نهان روشن