غلنبه گویی

لغت نامه دهخدا

غلنبه گویی. [ غ ُ لُم ْ ب َ / ب ِ ] ( حامص مرکب ) عمل غلنبه گو. غلنبه بافی. رجوع به غلنبه شود.

فرهنگ فارسی

گفتن سخنان غلمبه.

جمله سازی با غلنبه گویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با کوه اگر گویم این راز ز هم ریزد گویی دل سنگینت زد پتک به سندان‌ها

💡 روز و شب چون گوی دستش در گریبان منست دست من گویی: بدان گوی گریبان کی رسد؟

💡 چند گویی: پخته‌ای باید که گردد گرد او؟ سینهٔ ما سوختست، از پخته و خامش مگو

💡 این بس نوازشم که چو داد از غمت زنم گویی فغان این سگ بیهوده گرد چیست

💡 تا به میان دو کوه رسید. در پس آن دو کوه، مردمی را دید که گویی هیچ سخنی را نمی‌فهمند. (۹۳)

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز