لغت نامه دهخدا
عین الرؤساء. [ ع َ نُرْ رُ ءَ ] ( ع اِ مرکب ) چشم سران. چشم بزرگان. || نوعی جامه بوده است که نقشها و گلها بصورت چشم داشته است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
از گرد سیاه سپهت بر تن گردون
قطنی شود این ازرق عین الرؤسائی. خاقانی.
عین الرؤساء. [ ع َ نُرْ رُ ءَ ] ( ع اِ مرکب ) چشم سران. چشم بزرگان. || نوعی جامه بوده است که نقشها و گلها بصورت چشم داشته است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
از گرد سیاه سپهت بر تن گردون
قطنی شود این ازرق عین الرؤسائی. خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر به خشم است و گر به عین رضا نگهی باز کن که منتظریم
💡 تو خود بنمودی وغوغا فکندی همه در عین این سودا فکندی
💡 نهان خویش بشناس و یقین بین گذر کن از صور عین الیقین بین
💡 چنان در عین توحیدست در دید که چیزی مینداند جز که توحید
💡 دانم که برشکستی تو محو دل شدستی در عین نیست هستی یک حمله دگر کن