لغت نامه دهخدا
عیب نویس. [ ع َ / ع ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) نویسنده عیب:
جورپذیران عنایت گذار
عیب نویسان شکایت شمار.نظامی.
عیب نویس. [ ع َ / ع ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) نویسنده عیب:
جورپذیران عنایت گذار
عیب نویسان شکایت شمار.نظامی.
نویسنده عیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت او را و دو صد اومیدلیس تو به من بگذار این بر من نویس
💡 سخنها نگه دار و پاسخ نویس همه خوبی اندیش و فرخ نویس
💡 بسان نخشب خطی نویس تا برسد که من به خدمت صدر تو در سمرقندم