فرهنگستان زبان و ادب
{bounded operator} [ریاضی] عملگری چون T از یک فضای توپولوژیکی به فضای بُرداری توپولوژیکی دیگر، که به ازای هر زیرمجموعۀ کران دار M از فضای اول، (M ) Tزیرمجموعه ای کران دار از فضای دوم است
{bounded operator} [ریاضی] عملگری چون T از یک فضای توپولوژیکی به فضای بُرداری توپولوژیکی دیگر، که به ازای هر زیرمجموعۀ کران دار M از فضای اول، (M ) Tزیرمجموعه ای کران دار از فضای دوم است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زبانهایی که از سربارگذاری عملگرها پشتیبانی میکنند، یک ترکیب کننده تجزیهگر میتواند به صورت یک عملگر میانود که برای بههم پیوستن چند پارسر مختلف که جهت ایجاد یک قانون کامل از آن استفاده میشود، به کار برود. بدین جهت ترکیب کنندههای تجزیهگر پارسرها را به سبکی تعبیه شده، مشابه ساختار قواعد دستور زبان صوری تعریف میکنند.
💡 برای به دست آوردن معادله شرودینگر، عملگر هامیلتونی برای سیستم جهت محاسبه انرژی پتانسیل و انرژی جنبشی ذرات تشکیل دهنده سیستم و جایگذاری در معادله شرودینگر تنظیم شدهاست. معادله دیفرانسیل جزئی بدست آمده برای تابع موج حل میشود که شامل اطلاعاتی دربارهٔ سیستم است.
💡 عطف منطقی یک عملگر روی دو ارزش منطقی، نوعاً ارزش دو گزاره، است که اگر و تنها اگر هر دو عامل درست باشد مقدار درست میدهد.
💡 ۱- زبان، که در واقع مجموعهٔ خاصی از نمادهای ابتدایی و عملگر هاست.
💡 عموما رنگها به طور طبیعی در آنالیز تابعی و عملگرهای خطی روی فضای برداری بینهایت بعدی ظاهر میشوند. برای مثال مجموعه تمام توابع خطی
💡 زمانی که یکی از عملوندهای عملگر + رشته باشد، تبدیل به رشته صورت میگیرد، مانند ۵ + “۳۷” که میشود “۵۳۷”