لغت نامه دهخدا
عمر ادلبی. [ ع ُ م َ رِ اِ ؟ ] ( اِخ ) ابن احمد. رجوع به عمر عنز شود.
عمر ادلبی. [ ع ُ م َ رِ اِ ؟ ] ( اِخ ) ابن احمد. رجوع به عمر عنز شود.
ابن احمد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آتش روی دوست بگداخت دلم جان و سر و عمر خویش در باخت دلم
💡 گیرم که وصال دوست در خواهم یافت این عمر گذشته را کجا دریابم
💡 آنکه جز عمر کامیدست که صد چندانست هر چه معنیّ پدر بود در او موجودست
💡 همچو وحشی برق آه جانگداز و عمر کاه
💡 44 - سرپيچى عمر از دستور پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله -