علی سربداری
لغت نامه دهخدا
علی سربداری.[ ع َ ی ِ س َ ب ِ ] ( اِخ ) ملقب به شمس الدین و مشهور به چشمی. ششمین از امرای سربداری خراسان که از سال 748تا 753 هَ. ق. حکومت کرد. رجوع به علی چشمی شود.
علی سربداری. [ ع َ ی ِس َ ب ِ ] ( اِخ ) مؤید سبزواری ( خواجه... ). آخرین تن از امرای سربداری. رجوع به علی مؤید سبزواری شود.
جمله سازی با علی سربداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حسن تو به شورشگری نهاده در ملک دل آئین سربداری
💡 تیمور بیدرنگ روانهٔ سبزوار شد و شهر را محاصره کرد. با وجود دفاع سرسختانهای که از شهر بهعمل آمد، سبزوار در آغاز ماه رمضان سال ۷۸۵ هجری بهدست سپاهیان تیمور افتاد. تیمور، کشتار وحشتناکی کرد و فرمان داد حدود دو هزار نفر از قیامکنندگان را لای دیوار برجی نهاده و زنده به گور کنند. آنها دژ مستحکم سبزوار را هم ویران کردند؛ ولی این کشتار، ارادهٔ مردم سبزوار، که طالب استقلال بوده و روحیهٔ سربداری داشتند، را سست نکرد. پس از مرگ تیمور (در سال ۸۰۷ هجری) سربداران، بیدرنگ در سبزوار و اطراف آن علیه سلطان شاهرخ فرزند تیمور خروج کردند و یکی از نزدیکان وجیهالدین مسعود را به شهریاری برگزیدند. لشکریان شاهرخ به دشواری توانستند این قیام را خاموش کنند.