عصیان اوردن

لغت نامه دهخدا

( عصیان آوردن ) عصیان آوردن. [ ع ِص ْ وَ دَ ] ( مص مرکب ) سرپیچی کردن. عصیان کردن:
که یارد آمد پیش تو از ملوک به جنگ
که یارد آورد اندر تو ای ملک عصیان.فرخی.هرکه برتافت عنان از تو و عصیان آورد
از در خانه او دولت برتافت عنان.فرخی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( عصیان آوردن ) سرپیچی کردن عصیان کردن

جمله سازی با عصیان اوردن

💡 عفو بر اخوان گمار ای یوسف کنعان از آنک تا نیارد شرم یک عصیان به عصیان دگر

💡 ای نار خدای پاک و بیمثل و نظیر افتاده سرم زبار عصیان برزیر

💡 گرچه احصامی نشاید کرد عصیان مرا در شمار اما نیاید پیش عفو کردگار

💡 به فردوس از چه طاعت شد سگ کهف به دوزخ از چه عصیان رفت بلعم

💡 چرا بفرسود امروز و پست گشت چنین بر او چه مایه گنه بود و چند عصیان بود

💡 اهل عصیان به تولای تو گر تکیه کنند معصیت ناز کند روز جزا بر غفران

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز