عدلی مذهب
لغت نامه دهخدا
عدلی مذهب. [ ع َ م َ هََ ] ( اِخ ) معتزلی. پیرو معتزله. پیرو عدلیه. رجوع به عدلیه شود.
فرهنگ فارسی
یعنی معتزلی زیرا گویند چون خداوند حکیم قبیح بر او که بنده را مجبور کند بر عمل قبیح یا حسن پس او را بدان عمل عقوبت یا ثواب دهد برخلاف اشعریه که گویند از روی عقل بر خداوند چیزی واجب نیست نه صلاح و نه اصلح و خداوند فعال مایشائ است اگر همه بندگان خود را به بهشت برد خود همه را بدوزخ فرستد حیف و جوری نکرده است
جمله سازی با عدلی مذهب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عدلی است عطا ز ایزد ما را و ز دوزخ آنند رها کز در این شهره عطااند
💡 تو آشنای عدلی و بیگانه ای ز ظلم وندر ظلال عدل تو بیگانه آشنا
💡 گر ببخشی هم کریمی هم جواد ور بسوزی شاه با عدلی و داد
💡 حاکم عدلی که در میان خلایق حکم مروت کنی به شرع فتوت
💡 به حاکمی که ز عقلی گماشت دستوری به داوری که ز عدلی نهاد میزانی
💡 پیروان عدلی مذهب معتقدند که مبنای اصلی تمامی قوانین الهی و اخلاقی باید بر پایه انصاف، برابری و رعایت حقوق تمامی انسانها استوار باشد.
💡 در تحلیلهای فلسفی، عدلی مذهب به دیدگاهی اشاره دارد که در آن عدالت به عنوان رکن اصلی برای برقراری نظم در جامعه مطرح میشود.
💡 بسیاری از متفکران بزرگ تاریخ تلاش کردهاند تا با ترکیب عقل و وحی، ساختاری برای یک عدلی مذهب جامع و کاربردی ارائه دهند.