عداوت گزین

لغت نامه دهخدا

عداوت گزین. [ ع َ وَ گ ُ] ( نف مرکب ) مخالف و ضد و بدخواه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مخالف و ضد و بد خواه

جمله سازی با عداوت گزین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر عداوت و جنگ است در میان عرب میان لیلی و مجنون محبت است و صفا‌ست

💡 «از تقلیدها دست بردارید دین باید سبب الفت و محبت باشد. اگر سبب عداوت گردد عدم دین به از وجود آن است.»

💡 ما دون نه ایم گر نکند میل دور نیست با غیر جنس خود نه عداوت سپهر دون

💡 آنگاه به برشمردن فضايل و والاييهاى شخصيّت اميرمؤ منان عليه السلام پرداخت و آتشكينه و عداوت متوكّل بار ديگر شعله ور شد و او را تا هنگام اعدامش، به زندان فرستاد.

💡 دبیر چرخ اگر دشمنی بود به مَثَل که بر عداوت تو تیر برنهد به‌ کمان

💡 (تـرك حـقـوق مـحـرومان ) كينه و عداوت مى آفريند، و تراكم كينه ها و عداوتها اساسجامعه را متزلزل مى سازد.

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز