عاشق اباد

لغت نامه دهخدا

( عاشق آباد ) عاشق آباد. [ ش ِ ] ( اِخ ) دهی است از دههای ماربین بخش سده شهرستان اصفهان واقع در هفت هزارگزی شمال خاوری سده و یک هزارگزی راه شوسه اصفهان به تهران. واقع در جلگه و آب و هوای آن معتدل است و 2975 تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غله، پنبه، حبوب و تنباکو است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا کرباس بافی است راه ماشین روو دبستان دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10 ).

فرهنگ فارسی

( عاشق آباد ) دهی است از دهستان مار بین بخش سده شهرستان اصفهان واقع در هفت هزار گزی شمال خاوری سده و یک هزار گزی راه شوسه اصفهان بتهران.

جمله سازی با عاشق اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نظر در آینه کرد آن نگار رو با خود گفت! خوشا به حال دل عاشقی که دلبرش است این

💡 عاشق بیچاره‌ای بی‌پرسشست آخر تنم در حق بیمار خود تیمار ازین به داشتی

💡 پروانه‌سان نگردد هردم به گرد شمعی خواهد کلیم بیدل عاشق گداز خود را

💡 بیچاره عاشق، ناله تا کی یا دل مده یا ترک سر کن (ترک سر کن)

💡 مسوز جان دگر عاشقان بدان غم خود که من ز رشک بمردم که حق جان من است آن

💡 نبود عاشق آنکه جوید کام عشق را با غرض چه کار بود؟

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران