طین حجازی

لغت نامه دهخدا

طین حجازی. [ ن ِ ح ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) انجبار. ( ابن البیطار ).

جمله سازی با طین حجازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرشک رمانی از محمد حجازی است که در سال ۱۳۳۲ منتشر و برندهٔ جایزه کتاب سال سلطنتی شد.

💡 حزب سوسیالیست یک حزب سیاسی در دوره پهلوی به رهبری محمدعلی خنجی و مسعود حجازی بود که بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با انشعاب از حزب نیروی سوم تشکیل شد و سپس در زیر مجموعهٔ نهضت مقاومت ملی فعالیت می‌کرد. این حزب از اعضای تشکیل دهنده جبهه ملی ایران (دوم) بود؛ ولی پس از تصمیم رهبری جبههٔ ملی دوم برای فعالیت به عنوان یک حزب و نه جبهه، این حزب نخستین سازمان سیاسی بود که خود را در جبهه ملی منحل کرد.

💡 این بیمارستان به همت دکتر موسی حجازی در سال ۱۳۲۸ هجری شمسی تأسیس شده‌است.