طاوس ابگون خضر

لغت نامه دهخدا

( طاوس آبگون خضر••• ) طاوس آبگون خضرا. [ وو س ِ ن ِ خ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است. ( مجموعه مترادفات ص 10 ).

جمله سازی با طاوس ابگون خضر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پای طاوس از سر طاوس رعنایی نبرد نخوت آتش نگردد کم به خاکستر شدن

💡 بط شراب چو طاوس مست بال گشود کشید سر به گریبان خود چو بوتیمار

💡 و سيّدبن طاوس از براى او دو زيارت نقل فرمود واحقر هردو زيارت را در كتاب (هديةالزّائرين ) نقل نمودم.(93) و قبر هانى رحمه اللّهمقابل قبر مسلم واقع است.

💡 طاوس يمانى گويد: زبان من درنده ايست كه اگر آن را واگذارم مرا مى خورد.(80)

💡 طاوس بین که زاغ خورد و آنگه از گلو گاو رس ریزهایِ منقّی برافکند

💡 به کوی عشق زاهد دشمن ناموس می گردد اگر زاغ آید اینجا غیرت طاوس می گردد