لغت نامه دهخدا
طاهر تاتی. [ هَِ رِ ] ( اِخ ) وی الکن بود و بجای قاف و کاف، تا میگفت،و او یکی از ملازمان میرزا مهدی که معشوق میرنجات بود بشمار میرفت. از شرح گل کشتی. ( غیاث ) ( آنندراج ).
طاهر تاتی. [ هَِ رِ ] ( اِخ ) وی الکن بود و بجای قاف و کاف، تا میگفت،و او یکی از ملازمان میرزا مهدی که معشوق میرنجات بود بشمار میرفت. از شرح گل کشتی. ( غیاث ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سینه چو صافی کنی مقیمِ خرابات باش که طاهر نظر به خیر گمارد
💡 نوبهاران مفرش صدرنگ پوشد تا مگر دوستی از دوستان خواجهٔ طاهر شود
💡 طاهر که خطاب تو بر از نام تو نیست در مملکت ایام چو ایام تو نیست
💡 طاهر آن غوغای شهر آشوب را کز شکیب آرد برون ایوب را
💡 نیست این را کرانه ای طاهر عذر آن گفت را کنم ظاهر
💡 صدر زمانه ناصر دین طاهر آنکه هست در شان ملک آیتی از نصرت و ظفر