لغت نامه دهخدا
طاهربوغده. [ هَِ دَ ] ( اِخ ) نام آبادیی بوده از توابع سقز که در فرهنگستان بجای آن نام «گندمان » نهاده اند. ( فرهنگستان ). رجوع به طاهر بغده شود.
طاهربوغده. [ هَِ دَ ] ( اِخ ) نام آبادیی بوده از توابع سقز که در فرهنگستان بجای آن نام «گندمان » نهاده اند. ( فرهنگستان ). رجوع به طاهر بغده شود.
نام آبادیی بوده از توابع سقز که در فرهنگستان بجای آن نام [ گندمان ] نهاده اند.
💡 از آذر ماه ۱۳۱۴ احمد طاهری به سمت رئیس دبیرستان منصوب و از تهران به یزد اعزام شد.
💡 طاهر برخاست و جائی بنشست و خازنان را بخواند و خلعتها راست کردند.
💡 به واسطه نام این منطقه اقوام این منطقه در آخر نام خود پسوند طاهری را دارا هستند
💡 ای آن ملکی که جز ملک خویش تو نیست یک شاه چو طاهر علی پیش تو نیست
💡 اگرت خدای بخشد دل پاک و جان طاهر ببری باین سخن پی که چه اول و چه آخر