ضربان افتاده

فرهنگستان زبان و ادب

{dropped beat} [پزشکی] فقدان یک انقباض بطنی به علت وقفه در گره دهلیزی بطنی

ویکی واژه

فقدان یک انقباض بطنی به علت وقفه در گره دهلیزی ـ بطنی.

جمله سازی با ضربان افتاده

💡 اینچنین‌کز عاجزی بی‌دست و پا افتاده‌ایم رنگ‌هم از سعی‌ما مشکل‌که آسان بشکند

💡 پشت ما بر خاکساری، روی ما در بی کسی وای بر آن کس که افتاده است در دنبال ما

💡 آب ازان در قدم سرو به خاک افتاده است که ندارد خبر از قامت رعنای کسی

💡 بیشترین فاصله ای که بین دو برد تیم ملی ایران افتاده است یک بازی میباشد که تیم ملی ایران که موفق به شکست دادن تیم ملی فلسطین نشد

💡 سؤ ال: درباره آنچه در ايران امروز اتفاق افتاده چه فكر مى كنيد، بخصوص بعد از اينتظاهرات آرام و آزادى زندانيان سياسى ؟

💡 مرا که دست و دل از کار رفته است، چه سود که دست یار به دوشم حمایل افتاده است؟