صنم عقلی

لغت نامه دهخدا

صنم عقلی. [ ص َ ن َ م ِ ع َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رب النوع مثل اعلی.

جمله سازی با صنم عقلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عقلی که بسته است ز تائید صورتی روحی که یافته است ز اقبال پیکری

💡 حیران شد از لوامع اشراق آن جمال عقلی که در صفات تو لاف بیان زده

💡 جمله ز گران عقلی در سیر سبک بوده وآنگه ز سبک روحی در بار گران مانده

💡 چو عقلی بی‌تو دیوانه شود مرد چو جانی، کس نمی‌داند کجایی

💡 هر دم خرابیی است ز تو شهر عقل را باد چراغ عقلی و باده مغانه‌ای

💡 او متوجه شد که ایده‌های قدیمی و تعصبات ذهنی‌اش، در واقع نوعی صنم عقلی هستند که مانع از رسیدن او به حقیقت می‌شوند.

💡 فیلسوفان بزرگ همواره تلاش کرده‌اند تا انسان را از هرگونه صنم عقلی و باورهای غلط که بر ذهن سلطه دارند، رها سازند.

💡 اگر انسان نتواند از صنم عقلی خود عبور کند، هرگز نمی‌تواند به درک درستی از واقعیت‌های پیچیده و موجود در جهان برسد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران