لغت نامه دهخدا
صلح خواستن. [ ص ُ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) آشتی طلبیدن. سازش جستن:
صلح با دشمن اگر خواهی هرگه که ترا
در قفا عیب کند در نظرش تحسین کن.سعدی.اگر صلح خواهد عدو سر مپیچ.( بوستان چ یوسفی ص 73 ).رجوع به صلح شود.
صلح خواستن. [ ص ُ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) آشتی طلبیدن. سازش جستن:
صلح با دشمن اگر خواهی هرگه که ترا
در قفا عیب کند در نظرش تحسین کن.سعدی.اگر صلح خواهد عدو سر مپیچ.( بوستان چ یوسفی ص 73 ).رجوع به صلح شود.
آشتی طلبیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مال، از ریشه «میل» و به معنی خواستن است و از این جهت به آن مال میگویند که مورد خواست و علاقه واقع میشود؛ از منظر حقوقی نیز، مال، به چیزی گفته میشود که مفید بوده و قابل تملک و اختصاص یافتن به شخص یا ملت معین باشد؛بنابراین دریای آزاد یا کرات آسمانی که قابل تملک نیستند مال محسوب نشده و از آنها به عنوان «میراث مشترک بشریت» یاد میشود