صباغ الارض

لغت نامه دهخدا

صباغ الارض. [ ص َب ْ با غُل ْ اَ ] ( ع اِ مرکب ) کنایت از آفتابست چرا که جمادات و نباتات و حیوانات را رنگ از تأثیر آفتاب میرسد. ( غیاث اللغات ).

فرهنگ فارسی

کنایت از آفتابست چرا که جمادات و نباتات و حیوانات را رنگ از تاثیر آفتاب می رسد

جمله سازی با صباغ الارض

💡 فرض كنيد شخصى از روى ظلم و تجاوز يك نفر را كشت و بعداً معلوم شد كهمقتول نيز يك انسانِ جنايتكار بوده كه بايد اعدام مى شده است. در اينجا با اينكه كارقاتل مفيده بوده است، امّا مردم قاتل را ستايش نمى كنند، زيرا قصد او كشتن يك انسان بىگناه بود، نه كشتن يك مفسد فى الارض.

💡 آيـه بـعـد به سؤ ال ديگرى كه درباره ادعائى كه در مرحله پائينتر قرار دارد پرداختهمى گويد: (آيا آنها آسمانها و زمين را آفريده اند) (ام خلقوا السماوات و الارض ).

💡 در اينجا ممكن است بپرسى وجه اينكه جمله: (لله ما فى السموات و ما فى الارض ) دريك آيه تكرار شده چيست ؟ مخصوصا با در نظر گرفتن اينكه در آيه بعد نيزبلافاصله براى سومين بار تكرار مى شود0

💡 قال الصادق (عليه السلام ): كان على اذاقام الى الصلاةفقال: (وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض ) تغير لونه حتى يعرف ذلك فىوجهه.(565)

💡 (( خفى على الناس ولادته و لا يحل لهم تسميته حتى يظهرهعزوجل فيملاء به الارض قسمطا و عدلا، كما ملئت ظلما و جورا؛))