شیره کشی

لغت نامه دهخدا

شیره کشی. [ رَ / رِ ک َ /ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل کشیدن شیره و عصاره هر چیزی.( یادداشت مؤلف ). || تدخین و استعمال شیره تریاک. دود کردن شیره تریاک. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

۱ - استخراج عصاره میوه ها. ۲ - دود کردن شیره تریاک.

جمله سازی با شیره کشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من در تک خونستم وز خوردن خون مستم گویی که نیم در خون در شیره انگورم

💡 بخت کیهان جاودان بیدار باد تا به خواب مرگ دیگ شیره‌ای

💡 ای میت شیره جان نقل شرابت چکنم که کباب جگر من نبود در خور تو

💡 تا ز سُکسُک وارهد خوش‌پی شود شیره را زندان کنی تا مِی‌ْ شود

💡 اندرین معنی بپرس آن خیره را که چنین کی دیده بودی شیره را

💡 شد وجود تو ز اجزاء پراکنده مجسم تو همین جوهر آبی تو همین شیره نانی

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز