شیدای زرگر

لغت نامه دهخدا

شیدای زرگر. [ ش َ دا ی ِ زَ گ َ ] ( اِخ ) شاعری است و از اشعار اوست:
بگرد گلشن رویت دمیده سنبل تر
ندیده هیچکس اسلام را ز کفر حصار
کدام کفر چه اسلام حاش للَّه از آن
که دست قدرت یزدان مهیمن جبار
بگرد سوره والشمس بهر دفع گزند
نوشته آیت واللیل را بخط غبار.( از یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با شیدای زرگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زلف مشکین تو از مهر چو شیدای تو نیست کیست کز مهر تو چون زلف تو شیدای تو نیست

💡 ز تاب آتش شوقت شدم مجنون و شیدایی چه باشد گر بمشتاقان جمال خویش بنمایی

💡 آنچنان واله و شیدای تو گشتم که ز شوق بارها دیده ی خود دیده و نشناخته ام

💡 وَ حق پرستان دِیْری دیوانت (به حق پرستان شیدای دیوانه ات (قسمت می‌دهم))

💡 قصیده‌های شیدای گراشی بیشتر معطوف به موضوع مدح و منقبت پیامبر اسلام و امامان شیعه است.

💡 آنچه در چشمم ز یار و طلعت زیبای اوست جای آن دارد اگر جان و دلم شیدای اوست

واتک یعنی چه؟
واتک یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز