لغت نامه دهخدا
شکم پروری. [ ش ِ ک َ پ َ وَ ] ( حامص مرکب ) شکم پرستی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شکم پرستی و شکم پرور شود.
شکم پروری. [ ش ِ ک َ پ َ وَ ] ( حامص مرکب ) شکم پرستی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شکم پرستی و شکم پرور شود.
حالت و کیفیت شکم پرست پرخوری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایدیده طفل اشک بدامان چه پروری بیرون کنش زخانه که پر پرده در بود
💡 شغل مردم شریف روستای وطن دام پروری و کشاورزی و معدنچی زغال سنگ میباشد.
💡 بیغمانی را که جز تن پروری کاری نبود بنگر اندر دستشان از تن غباری هست نیست
💡 وین شرف دگر که تو از ره بنده پروری بر سر جمع برده ئی نام رهی بچاکری
💡 سر زد ز شرق خانه این خاکسار یار خورشید صبحدم که کند ذره پروری
💡 مردمان مهربان و صبور این روستا به کشاورزی و دام پروری و فرشبافی اشتغال دارند.