فرهنگستان زبان و ادب
{ring fracture} [زمین شناسی] شکستگی های پرشیب که ظاهری استوانه ای دارند
{ring fracture} [زمین شناسی] شکستگی های پرشیب که ظاهری استوانه ای دارند
شکستگیهای پرشیب که ظاهری استوانهای دارند.
💡 بهار حسرت ما زحمت خزان نکشد شکستگی نبرد رنگ آرزوی تو را
💡 اگر ز درد نشانی بود فغان تو را شکستگی نکند صید استخوان تو را
💡 چنان شکستگی دل ز پا فکند مرا که نقش، پهلویم از نقش پای مور گرفت
💡 شکستگی نرسد خامه ترا صائب! که سرخ کرد ز گفتار، روی ایران را
💡 ماه از شکستگی به تمامی رسیده است غافل مشو ز حسن مآل شکستگی
💡 استغنا [و] کبریاست حال تو مدام افتادگی و شکستگی حال من است