شوم مزاج

لغت نامه دهخدا

شوم مزاج. [ م ِ ] ( ص مرکب ) طمعکار وبخیل و لئیم. ( ناظم الاطباء ). || شوم پی.

فرهنگ فارسی

طمعکار و بخیل و لئیم

جمله سازی با شوم مزاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گل عرض نیازی می کند بلبل نمی دانم که با نازک مزاجان شرح درد دل زبان دارد

💡 آن چیست کز یقین تو آنرا مزاج نیست و آن کیست کز یمین تو آنرا یسار نیست

💡 اين جريان نيز شاهد ديگرى است بر اينكه امام سجاد عليه السلام در عين وجود عارضه وكسالت مزاج، حوادث آن روز را قدم به قدم پيگيرى مى نمود و در جايى كه امام زمان خودرا تنها ديد براى دفاع از آن بزرگوار به سوى صفوف دشمن حركت نمود.

💡 در برخی از حوزه‌های قضایی، اجابت مزاج علنی یا در ملأ عام جرمی کیفری است که می‌تواند با جزای نقدی یا حتی زندان مجازات شود.

💡 دنی در جوانی دختری ملایم و کمرو با اعتماد به نفس کم بود. او از زندگی چیزی جز تبعید، وابستگی و ترس دائمی از برادرش ویسریس تارگرین نمی‌دانست. او تنها خانواده‌ای بود که دنی می‌شناخت، اما معمولاً سرپرستی بی رحم، دمدمی مزاج و مستعد خشونت بود.

💡 جان ما را در ازل دادند با عشق امتزاج دایما سودای عشق اوست زانم در مزاج