فرهنگستان زبان و ادب
{iconologist} [هنرهای تجسمی] کسی که در شناخت شمایل ها تبحر و تخصص دارد
{iconologist} [هنرهای تجسمی] کسی که در شناخت شمایل ها تبحر و تخصص دارد
💡 نگار مهوش من نور دیده سلطان بخت که در زمانه به شکل و شمایل تو نبود
💡 دلم فریفتهٔ آن شمایل عربیست که شکل و شیوه او را هزار بوالعجبیست
💡 به باغ خلد خرامید و از شمایل خویش به باغ خلد بیفزود باغ خلد دگر
💡 پیشرفت هنر عکاسی در این دوران موجبشد تا مجموعۀ گستردهای از تصاویر شمایلهای موجود فراهم آید.
💡 از نظر شمایل ظاهری، طراحی این مجسمه به تندیس باستانی غول رودس و مجسمهٔ کارلو بوروموئه کشیش ایتالیایی شباهتهایی دارد.
💡 در برخی از روایات او را در هیبت انسان نیز توصیف کردهاند. شکل و شمایل کلی او را در کوتاه و سیاهبودن، داشتن کلهٔ بیمو و بیگوش، میتوان خلاصه کرد.