لغت نامه دهخدا
شرمنده تکه. [ش َ م َ دَ / دِ ت ِک ْ ک ِ ] ( اِ مرکب ) ( اصطلاح عامیانه )لقمه آخر غذا که در ظرف مانده و هریک از حاضران سفره آن را به دیگری خوردن فرماید. ( یادداشت مؤلف ).
شرمنده تکه. [ش َ م َ دَ / دِ ت ِک ْ ک ِ ] ( اِ مرکب ) ( اصطلاح عامیانه )لقمه آخر غذا که در ظرف مانده و هریک از حاضران سفره آن را به دیگری خوردن فرماید. ( یادداشت مؤلف ).
لقمه آخر غذا که در ظرف مانده و هر یک از حاضران سفره آنرا به دیگری خوردن فرماید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من کیستم که لطف تو خواند سگ خودم مار ا کمال لطف تو شرمنده میکند
💡 (بلكه من از تو شرمنده ام، اى كنيز خدا، در حقّ تو كوتاهى شده است.)(129)
💡 پرده بر اهلی دلسوخته چون لاله مدر سهل باشد که دلی سوخته شرمنده کنی
💡 باغبان گل زد در گلزار را در عهد او گر گل از رویت خجل شد باغبان شرمنده چیست
💡 كامل گويد: نسبت به افكار غلطى كه برايم پيش آمده بود، بسيار شرمنده و سرافكندهشدم و سر جاى خود نشستم.
💡 87 - و مرا در روزى كه مردم مبعوث مى شوند، شرمنده و رسوا مكن