شرمساری کشیدن

لغت نامه دهخدا

شرمساری کشیدن. [ش َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) شرمساری کردن. ( ناظم الاطباء ). خجالت کشیدن. ( فرهنگ فارسی معین ):
شاهدان درجلوه و من شرمسار کیسه ام
ای فلک این شرمساری تا به کی باید کشید.حافظ.می کشد سرو پیش بالایت
شرمساری ز قد کوته خویش.امیر شامی سبزواری ( از آنندراج ).رجوع به شرمساری بردن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) خجلت کشیدن.

جمله سازی با شرمساری کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همسران این دختران هیچ مشکلی با این مسئله نداشتند و به هیچ عنوان از آن احساس شرمساری نمی‌کردند.

💡 در مرداد ۱۳۶۵ در بازرس فرودگاه عربستان از ساک حاجیان ایرانیِ اصفهانی مقادیر زیادی مواد منفجره کشف شد؛ این موضع که باعث شرمساری و عذرخواهی دولت ایران شد.

💡 به پیش آشنایان گفتم از لطفش، چه دانستم که از بیگانگیها شرمساری می‌دهد ما را

💡 در برخی مواقع برهنگی اجباری برای ایجاد شرمساری و تحقیر و در حین شکنجه و آزار و اذیت افراد انجام می‌گیرد.

💡 شرمساری می برد صائب به خلدش بی حساب هرکه در محشر ز خود شرمنده می خیزد ز خاک

💡 به خواری، شرمساری، سوگواری مسکنت، زاری شماری کز تو ای دل فوت شد اکنون قضا گردان

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز