فرهنگستان زبان و ادب
{unsaturation} [شیمی] وضعیتی که در آن مادۀ حل شده در محلول کمتر از حدِ انحلال پذیری حلاّل باشد متـ. اشباع نشدگی
{unsaturation} [شیمی] وضعیتی که در آن مادۀ حل شده در محلول کمتر از حدِ انحلال پذیری حلاّل باشد متـ. اشباع نشدگی
💡 ابر دستت چو گوهر افشاند سیر آن دین پناه و دنیا دار
💡 از تماشای تو خورشیدست یک چشم پر آب چون تواند سیر دیدن دیده دیدارِ ترا؟
💡 غافل مشو از سیر تماشاگه داغم هر برگ گلی زین چمن آیینهٔ زنگیست
💡 خدایا تو ما را بدیشان مگیر که هستیم از کار این قوم سیر
💡 تن تو باد ز سیر زمانه در تعظیم تن عدوت ز صرف زمانه در تعذیب
💡 آیینه سیر چشم ز نقش مراد شد روزی که شد رخ تو مصور در آینه