فرهنگ معین
(ص مر. ) کسی که چند مو مانند سوک بر رخ داشته باشد، کوسه، کوسج.
(ص مر. ) کسی که چند مو مانند سوک بر رخ داشته باشد، کوسه، کوسج.
کسی که چند لاخ مو مانند سوک خوشۀ گندم بر زنخ خود داشته باشد، کوسه.
( صفت ) کسی که چند مو مانند سوک بر رخ داشته باشد کوسه کوسج.
کسی که چند مو مانند سوک بر رخ داشته باشد، کوسه، کوس
💡 نموده صبح گریبان در این مصیبت چاک بریده شام از این سوک طره ی مشکین
💡 شادی و غم باز توام در جهان برپاستی چیست این شادی که سوک غم از برپاستی
💡 پس از قتل عام روئنهایم، لونگه همراه با جان سوک و فریتس فردمان به قبر ولفگانگ گریمر سر میزند.
💡 سوک رپیدز ۱۶٫۴۵ کیلومترمربع مساحت و ۱۲٬۷۷۳ نفر جمعیت دارد و ۳۱۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 همی خورد یک هفته بر سوک درد پس آن گه بر آراست کار نبرد
💡 سو جی سوک (کرهای: 서지석؛ زادهٔ سو جونگ ووک، کرهای: 서종욱؛ در ۹ سپتامبر ۱۹۸۱) بازیگر اهل کره جنوبی است.