فرهنگستان زبان و ادب
{Chinese cymbals/ Chinese cymbal, china cymbals/ china cymbal} [موسیقی] سِنجی در اقسام بسیار متنوع که معمول ترین آن دارای انحنایی نرم در لبه و در خلاف جهت تحدب اصلی است
{Chinese cymbals/ Chinese cymbal, china cymbals/ china cymbal} [موسیقی] سِنجی در اقسام بسیار متنوع که معمول ترین آن دارای انحنایی نرم در لبه و در خلاف جهت تحدب اصلی است
سِنجی در اقسام بسیار متنوع که معمولترین آن دارای انحنایی نرم در لبه و در خلاف جهت تحدب اصلی است.
💡 این واژه سپس احتمالاً به صورت بامبیشن به ارمنی وارد شدهاست. نسخه سغدی این واژه نیز بامبوشت است که از آنجا به زبانهای اویغوری و چینی راه یافتهاست.
💡 این وبگاه خبرها را علاوهبر زبان کرهای به زبانهای چینی، ژاپنی، روسی، انگلیسی و اسپانیایی نیز منتشر میکند.
💡 آخر تو چه مرغی که ز بس دانه که چینی از دام نجستی تو و عمرت بپریده است
💡 میوههای تازه و تر چینی از شاخش به حشر تخم مهر مرتضی آشفته در دل کاشتی
💡 موی مجنون رنگی از آشفتگی پرواز داد گرد چینی خانهٔ فغفور و خاقان یافتم
💡 اولین موفقیت بزرگ تجاری وج وود طرحهایی برگرفته از همین چینیها بود که با نام بازالت سیاه به بازار عرضه شدند.