متالم

لغت نامه دهخدا

متألم. [ م ُ ت َ ءَل ْ ل ِ ] ( ع ص ) دردناک و دردمند. ( آنندراج ). دردمند و دردناک. ( غیاث ). دردیافته. ( ناظم الاطباء ). مأخوذ از تازی، غمناک و دردمند و آزرده و رنج کشیده و متأذی و اندوهگین و رنجیده و ناخشنود. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تألم شود.
- متألم شدن؛اندوهگین شدن: پادشاه از استماع این مقدمات متوجع و متألم شد. ( سندبادنامه 225 ). گوسفند مرزن را سروئی زد، زن از آن متألم شد. ( سندبادنامه ص 82 ).

فرهنگ معین

( متألم ) (مُ تَ ءَ لِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) اندوهناک، دردمند.

فرهنگ عمید

ویژگی کسی که از حادثه و پیشامدی افسرده و دردمند باشد، دردمند، دردناک.

فرهنگ فارسی

دردمند، دردناک، کسی که ازحادثه وپیش آمدی افسرده ودردمندشده
( اسم ) ۱ - درد کشنده دردمند. ۲ - کسی که بر اثر حادثه و واقعه ای دردمند و افسرده است جمع: متالمین.

جمله سازی با متالم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۱۶ نوامبر ۱۹۰۸ از مادری بلژیکی و پدری فرانسوی در خانوادهای مرفه در بروکسل به دنیا آمد و مادلن نام گرفت. کودکی را در بروکسل و پاریس و لندن گذراند و در ۶ سالگی پدرش را از دست داد. این واقعه وی را بسیار متالم کرد و از همان زمان وی را به طرف خدا و مذهب سوق داد. در ۱۴ سالگی با افکار رهبر روحانیش بلیز پاسکال آشنا شد.

ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز