سما کاره

لغت نامه دهخدا

سماکاره. [ س َ رَ / رِ ] ( ص مرکب،اِ مرکب ) سبوکش میخانه. ( آنندراج ) ( برهان ). || مطلق خدمتکار. ( برهان ) ( آنندراج ):
از پی کسب و شرف پیش بناگوش و لبش
ماه دیدم رهی و زهره سماکاره دوست.سنایی ( دیوان چ مصفا ص 398 ).آنکه او شاه بخردان باشد
کی سماکاره روان باشد.سنایی.رجوع به سماکار شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - خدمتکار شرابخانه سبو کش میخانه. ۲ - مطلق خدمتکار.

جمله سازی با سما کاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرگ بهتر ز زندگانی بد نیست کاره ز مرگ خود بخرد

💡 برای ماه بی‌چون را کشیدی جور گردون را مسلم گشت مجنون را که عاقل نیست این کاره

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز