سفر دعوتی
مترادفها
سفر دعوتنامهای
فرهنگستان زبان و ادب
{junket} [گردشگری و جهانگردی] سفر تجاری گرانی که مخارج آن را دولت یا شرکتی خاص می پردازد
ویکی واژه
سفر تجاری گرانی که مخارج آن را دولت یا شرکتی خاص میپردازد.
جمله سازی با سفر دعوتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر شربتی که او ندهد نیست خوشگوار هر دعوتی که او نکند نیست مستجاب
💡 روز ۲۸ آبان ۱۳۵۶، به جای دو هزار دعوتی کانون، بیش از دههزار نفر به درون دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف) آمدند.
💡 «من برای احیا این اصول در کل جهان تجسم یافتهام. معجزات من، کارت دعوتی بیش نیستند؛ معجزه اصلی من، ایجاد تغییر و تحول در درون شما است.»
💡 نقل است که یک روزش به دعوتی خوانده بودند. مگر منتظر کسی بودند. دیر میآمد.
💡 مسابقات جام ملل یک تورنومنت جهانی دعوتی فوتبال زنان برای تیمهای ملی بود که به میزبانی ایالات متحده آمریکا و درسالهایی که مسابقات المپیک و جام جهانی نبود انجام میشد.
💡 به دعوتی چو رسیدی بیا غنیمت دان به کس نداد چو چرخ اختیار فردا را
💡 شرکت برگزارکننده کنفرانس اعلام کرد که تمامی هزینههای مربوط به این سفر دعوتی برای سخنرانان برجسته جهان کاملاً پوشش داده خواهد شد.
💡 شرکت کردن در یک سفر دعوتی میتواند فرصت بسیار خوبی برای شبکهسازی و آشنایی با افراد تاثیرگذار در صنایع مختلف باشد.
💡 او از اینکه برای شرکت در این سفر دعوتی و بازدید از پروژههای جدید شرکت، دعوت شده بود، بسیار خوشحال و هیجانزده بود.