لغت نامه دهخدا
سسه هندی. [ س َ س َ هَِ ] ( اِخ ) نیرنجی. از قدماست و مذهب او در نیرنجات مذهب هند است. و او را کتابی است که در آن مسلک اصحاب توهم گرفته است. ( ابن الندیم ).
سسه هندی. [ س َ س َ هَِ ] ( اِخ ) نیرنجی. از قدماست و مذهب او در نیرنجات مذهب هند است. و او را کتابی است که در آن مسلک اصحاب توهم گرفته است. ( ابن الندیم ).
نیرنجی از قدماست و مذهب او در نیرنجات مذهب هند است. و او را کتابی ات که در آن مسلک اصحاب توهم گرفته است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بتیغ هندی دست مرا جدا نکنند اگر بگیرم یک ره سر آستینت را
💡 در کل آزمایش ژنتیک نمیتواند بگوید که آن جد مشترک در چه مکانی از چه نژادی و در چه زمانی میزیستهاست. یعنی آن جد میتواند از نژاد هندی اروپایی ترکی یا هر نژادی باشد و در هر دوره از تاریخ پیش از ۵۰ یا ۶۰ نسل زندگی میکردهاند.
💡 آبوهوای شهر نیمهخشک است و بارانهای موسمی نیز دارد. رایجترین زبانها در شهر هندی و راجستانی هستند اما انگلیسی، پنجابی و سِندی نیز رواج زیادی دارند.
💡 به میدان همی شد دوان شاه هند ابا گرز و کوپال و هندی پرند
💡 از فیلمهای معروف او میتوان به بازی در فیلم پسران هندی اشاره کرد.
💡 ز بس نالهٔ بوق و هندی درای همی چرخ و ماهاندر آمد ز جای