سریش کردن
مترادفها
چسباندن، چسپاندن
متضادها
جدا کردن
لغت نامه دهخدا
سریش کردن. [ س ِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) چسباندن. بهم وصل کردن:
کز دوبال سریش کرده نشد
هیچ طرار جعفر طیار.سنایی.
فرهنگ فارسی
چسباندن. بهم وصل کردن.
جمله سازی با سریش کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بخش سریشآباد یکی از بخشهای شهرستان قروه در استان کردستان در غرب ایران است.
💡 جعفر (قروه)، روستایی از توابع بخش سریشآباد شهرستان قروه در استان کردستان ایران است.
💡 مده به مدرسه جامی ز سر وصل نشان که بر فقیه نمی چسبد این سخن به سریش
💡 مردم شهر سریش آباد به زبان ترکی آذربایجانی سخن میگویند
💡 دیرکلو، روستایی از توابع بخش سریشآباد شهرستان قروه در استان کردستان ایران است.
💡 زخم شمشیر غمت را ننهم مرهم کس طشت زرینم و پیوند نگیرم به سریش
💡 در صنایع دستی، برای چسباندن قطعات چوبی به یکدیگر، هنرمندان از روشهای مختلف برای سریش کردن دقیق و تمیز با استفاده از چسبهای مرغوب استفاده میکنند.
💡 اگر در هنگام سریش کردن کاغذهای قدیمی دقت کافی به خرج ندهید، ممکن است با گذشت زمان لایههای آنها از هم جدا شده و آسیب ببینند.
💡 کارگر در کارگاه با دقت بسیار زیاد مشغول سریش کردن تکههای پازل بود تا هیچ شکاف و فاصله غیرمنطقی بین قطعات وجود نداشته باشد.