سروشی پایه

لغت نامه دهخدا

سروشی پایه. [س ُ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) مرتبه ملک و درجه فرشتگی.( انجمن آرا ) ( آنندراج ). این لغت دساتیری است. رجوع به فرهنگ دساتیر شود. بدین صورت صفت مرکب است، و معنی آن که درجه فرشتگی دارد. که پایه فرشتگی دارد.

فرهنگ فارسی

مرتبه ملک و درج. فرشتگی.

جمله سازی با سروشی پایه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سروشی از آن جمله در پیش وصف یکی شیشه ی سرخ بودش به کف

💡 از وصل تو ام به دل سروشی نرسید وز شهد لبت، لبم به نوشی نرسید

💡 دوش از ورایِ سدره سروشی به عقل گفت مستانِ عشق را به جهان برگزیده‌ایم

💡 گم کرده رهم لیک مرا گفت سروشی از جاده مشو دور که ما راهنماییم

💡 تا نپنداری به خود در می تصرف می کنم بر کفم هر دم سروشی می نهد تا می خورم