لغت نامه دهخدا
سرمه گیتی. [ س ُ م َ / م ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شب باشد. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). شب. ( رشیدی ).
سرمه گیتی. [ س ُ م َ / م ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شب باشد. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). شب. ( رشیدی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر خورم باده به یاد کف دست تو خورم ور کشم سرمه ز خاک کف پای تو کشم
💡 زهر بی پروایی از تیغ نگاهت می چکید سرمه را دست سیه کاری به مژگانت نبود
💡 به یاد چشم تو عمریست میروم از خویش به میل سرمه شکستند گرد فرسنگم
💡 گرز گرانسنگ او مغز عدو سرمه کرد دان که ازین ماجرا دیده ملک آگه است
💡 آن را که تو سرمهاش کشیدی او داند کاینها ز تو آید و چنانها تو کنی