فرهنگستان زبان و ادب
{anomalous} [زبان شناسی] مربوط به سامان گریزی
{anomalous} [زبان شناسی] مربوط به سامان گریزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از من بدروز، بی سامان تری در روزگار مادر گیتی ندارد یاد فرزندی دگر
💡 به سامان رفتن این راه زشت است مجرد شو، که این راه بهشت است
💡 خاک ارباب نظر سامان نور آگهی است سرمه بایدکرد اگر آیینه خاکستر شود
💡 گر عنان سیر خود گردون توانستی گرفت این سر شوریده ما هم به سامان آمدی
💡 در کوچه عشاق، چو آیی، بادب باش مستان خرابند، مگو از سر و سامان
💡 ای زلف نگار من از بس که پریشانی سرتا به قدم مانا سامان مرا مانی