زینب خونی

لغت نامه دهخدا

زینب خونی. [ زَ / زِ ن َ ] ( حامص مرکب ) زینب خوانی. سخن گفتن بجای زینب و از زبان حضرت زینب ( ع ) در تعزیه ها و به اصطلاح امروز «رل » حضرت زینب را بازی کردن. ( از فرهنگ عامیانه جمالزاده ). رجوع به ماده قبل و زینب بنت الامام علی... شود.

فرهنگ فارسی

زینب خوانی. سخن گفتن بجای زینب و از زبان حضرت زینب ( ع ) در تعزیه ها و باصطلاح امروز رل حضرت زینب را بازی کردن.

جمله سازی با زینب خونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مدام بود دراین آرزو که بار دگر به پای‌بوسی زینب نهد به منت سر

💡 گه پیش پیش محمل زینب به راه شام ای سر، روان چو قافله سالار بینمت

💡 دید چون این حالت از آن طفل خرد زینب از خواب وی اندک بوی برد

💡 آفتابی کرد در زینب ظهور ذره‌یی ز آن، آتش وادی طور

💡 ز چشم اشک زینب روان شد چو شط بدو گفت ظالم مکن این غلط

💡 سر برهنه ناموس کبریا زینب بین و بهر سرش نیز فکر معجر کن

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز