فرهنگستان زبان و ادب
{biogenesis} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] به وجود آمدن موجودات زنده از دیگر موجودات زنده
{biogenesis} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] به وجود آمدن موجودات زنده از دیگر موجودات زنده
زیستْ زایی (biogenesis)
اصطلاحی زیست شناختی. دانشمند انگلیسی، تامس هنری هاکسلی، آن را برای بیان فرضیه ای وضع کرد (۱۸۷۰). بنابه این فرضیه، مادۀ زنده همیشه از شکل های مشابه دیگر ماده زنده به وجود می آید. این فرضیه نظریۀ متضاد آن، زایش خودبه خودییا نازیست زایی، را منسوخ ساخت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی گفت از اینگونه و می گریست شگفتا چسان با چنان درد زیست
💡 خود بخود بیرون فتد اسرار زیست نغمه بی مضراب بخشد تار زیست
💡 تاکی هوس آوارهٔ پرواز توان زیست یاربکه جداکرد سر زیر پر از ما؟
💡 جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست در عشق تو بی جسم، همی باید زیست
💡 نشاط بخش مقامی که عاشقان دروی تمام عمر تواند زیست بی دلدار
💡 گر نبودی تنگ این افغان ز چیست چون دو تا شد هر که در وی بیش زیست