لغت نامه دهخدا
زیارکلا. [ زَ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کیاکلا است که در بخش مرکزی شهرستان شاهی واقع است و 360 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
زیارکلا. [ زَ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کیاکلا است که در بخش مرکزی شهرستان شاهی واقع است و 360 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
دهی از دهستان کیاکلا است که در بخش مرکزی شهرستان شاهی واقع است و ۳۶٠ تن سکنه دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ██ مرداویج زیاری (پررنگ: ابتدای سال ۳۱۹ ه.ق - کمرنگ: پایان سال ۳۱۹ ه.ق)
💡 عید، هر کس را زیار خویش چشم عبدی است چشم ما پر اشک حسرت، دل پر از نومیدی است
💡 با این حال، زمانی که امیران زیاری به سوی نواحی مرکزی و جنوبی ایران پیشروی کردند، لشکریان دیگری به آنان پیوستند و بافت ارتش تغییر یافت.
💡 ملک توس کوچکترین فرزند تاجالدوله زیار بود و در زمان مرگ پدرش خردسال بود.
💡 خورشید چرخ را نرسد سایه یی زیار این مرحمت به اهلی درمانده میکند
💡 افزون ز صد قیامت در دل زیار آتش دوزخ یکی و سوزد ما را هزار آتش