زی مادۀ استخوان رسان

فرهنگستان زبان و ادب

{osteoconductive biomaterial} [مهندسی پزشکی] ماده ای که می تواند در بدن به استخوان تبدیل شود

جمله سازی با زی مادۀ استخوان رسان

💡 چندان بگریم از غم دوری که سیل اشک چون خس به کوی دوست برد استخوان من

💡 بشکند از ناتوانی استخوان در پیکرم قطره اشکی اگر غلتد ز مژگان ترم

💡 آب گردید استخوان در عشق جانانم چو شمع بس که می‌سوزد در آتش رشتة جانم چو شمع

💡 جز صوت او صدای دگر در طوی نبود با این نوا پر است رگ استخوان من

💡 استخوان و پوست رو پوشست و بس در دو عالم غیر یزدان نیست کس

💡 روی بنمای ای صنم کز شوق جان می‌سوزدم وآتش غم تا به مغز استخوان می‌سوزدم