زایل وتداتش

لغت نامه دهخدا

( زایل وتدآتش ) زایل وتدآتش. [ ی ِ ل ِ وَ ت َدِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زائل وتد آتش. در اصطلاح اهل رمل، سومین خانه از خانه های آتشی را گویند.( از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به زایل وتد شود.

جمله سازی با زایل وتداتش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون زانچه نداندش بپرسند سؤالی از هول شود زایل ازو خوابش و هالش

💡 اصل وحدت از تموج کی شود زایل ولیک هر زمان کوتاه بین را در گمان انداختی

💡 دانی مگر که حسن تو زایل نشد ز خط کز عاشقان خود گذری سر گران هنوز

💡 شسته می‌ گردد نمایان سر خط موج از محیط نقش‌ما زین‌صفحه‌پیش از ثبت‌کردن زایل است

💡 فضولی ذکر لعلش کردم از من عقل شد زایل به افسونی عجب از خویشتن دفع بلا کردم

💡 هر چند کند جسم مرا خاک و برد باد از دل نکند سیل فنا نقش تو زایل